الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

73

الغدير ( فارسى )

اگر اين تهمت را راست هم بپنداريم ، باز از غرابت ماجرا نمىكاهد ، از اين ماجراى شگفت كه كسى به خاطر پرداختن به نيرنگ كيفر بيند و در همان حال شرابخوارى مثل وليد از كيفر شرابخوارى مصون بماند تا آنگاه كه اصحاب پيامبر به عثمان اعتراض دسته جمعى كنند كه چرا قانون كيفرى اسلام را اجرا نكرده است ، و تازه كيفر وليد نه به دست عثمان ، بلكه به دست مولاى متقيان عليه السّلام انجام مىگيرد و حد بر او جارى مىشود . دروغ ديگرى كه در اين روايت وجود دارد ، اين است كه در ميان تبعيدشدگان كسى به نام مالك بن عبد اللّه وجود نداشته ، بلكه دو مالك بوده‌اند به نام‌هاى مالك بن حارث اشتر ، و مالك بن حبيب كه دو صحابى معروفند . همچنين از شعرى كه كعب سروده ، برمىآيد كه خطاب به عثمان باشد ، نه وليد بن عقبه ، زيرا پسر اروى وليد نيست ، بلكه عثمان است و او پسر اروى دختر كريز بوده است . و نيز در اين ابيات ، كعب به صراحت و به بانگ بلند مىگويد كه در راه خدا تبعيد شده و كتك خورده و فحش شنيده است ، و هيچ‌كس حرفش را تكذيب ننموده و نگفته كه در راه خدا نبوده ، بلكه براى نيرنگ بازى بوده است . بدينگونه است كه هوسبازان و دنياطلبان براى نزديك شدن به مراكز قدرت ، دست به جعل تاريخ و پرداختن روايات دروغين مىبرند . بگذار به دروغگويى و نارواپردازى خويش دلخوش باشند تا آنگاه كه چشم باز كنند و در رستاخيز عذاب موعود را بنگرند . 46 - تبعيد عامر بن عبد قيس زاهد و پارسا طبرى از قول علاء بن عبد اللّه بن زيد عنبرى مىگويد : عدّهء كثيرى از مسلمانان جلسه كردند و كارهاى عثمان و رويه‌اش را مورد بحث قرار دادند ، و بالاخره تصميم گرفتند كه نماينده‌اى نزد او بفرستند تا با او گفتگو كرده بدعتهايش را برايش شرح دهد . پس عامر بن عبد اللّه تميمى يا عنبرى را كه موسوم به عامر بن قيس است ، به نمايندگى فرستادند . چون نزد عثمان رفت ، به او گفت : عدهء كثيرى از مسلمانان اجتماع كردند و كارهايت را بررسى نمودند و ديدند كارهاى بس ناروايى انجام داده‌اى ؛ بنابراين ، از خداى عزّ و جل بترس و